منشأ ایرانی، بدون شناسایی سفارشدهنده
اوپنایآی این کارزار را Bogus Bylines نامید؛ عنوانی که به نامهای جعلی نویسندگان اشاره دارد. گردانندگان به فارسی درخواست مینوشتند، محتوا را به فارسی و انگلیسی تولید میکردند و برای پنهان کردن موقعیت خود از ویپیان استفاده میکردند.
به ارزیابی شرکت، فعالیت مشاهدهشده با عملکرد یک عامل تجاری که برای مشتری کارزار نفوذ سفارشی اجرا میکند سازگار به نظر میرسید. با این حال، عامل مشخص شناسایی نشد. گزارش نقش دولت ایران، سپاه پاسداران یا نهاد دولتی دیگری را در اداره یا تأمین مالی عملیات اثبات نکرد و نام مشتری را هم مشخص نکرد.
بخش مرتبط با اسرائیل در درخواستهای تولید نظر برای شبکههای اجتماعی دیده میشود. کاربران میخواستند اسرائیل متحدی غیرقابل اعتماد برای آمریکا، ایالات متحده طرف متجاوز و ایران قربانی سرکش اما مقاوم معرفی شود. اینها روایتهای مطلوب کارزار بودند، نه نتیجهگیری اوپنایآی درباره کشورها یا جنگ.
متنهایی متناسب با شرایط سردبیران
گردانندگان از چتجیپیتی میخواستند پیشنویس انگلیسی مقاله را با شرایط پذیرش مطالب در یک رسانه مشخص مقایسه کند و اصلاحاتی پیشنهاد دهد. پس از تأیید تغییرات، از مدل میخواستند ایمیلی برای پیشنهاد مقاله به سردبیر همان رسانه تهیه کند.
این روش بر مسیرهای واقعی انتشار و اعتبار ظاهری نویسندگان مستقل تکیه میکرد. اوپنایآی نگفت مدلهایش تمام مقالهها را نوشتهاند یا تمام گزارههای منتشرشده نادرست بودهاند. یافته اصلی به هویتهای گمراهکننده و وارد کردن مطالب به رسانههای واقعی مربوط است، نه بررسی صحت تکتک جملات مقالهها.
هفت نام مورد استفاده عبارت بودند از اروین بی. هاسکینز، نوآ لمینگتون، سوفیا گونزالس، مایکل هریسون، اریکا فوزیه، جنی ویلیامز و آلیس جانسون. زندگینامهها آنان را روزنامهنگارانی غربی، غالبا آمریکایی، معرفی میکردند. در مورد هریسون، شرکت درخواست ساخت خود زندگینامه را نیز مشاهده کرد.
هویتهای جعلی در مسیرهای واقعی انتشار
برخی از این شخصیتها حسابهای پشتیبان در شبکههای اجتماعی داشتند. هاسکینز خود را نویسنده آزاد آمریکایی معرفی میکرد، اما اطلاعات شفافیت پلتفرمها به ایران اشاره داشت.
اوپنایآی ناشران را رسانههای کوچک تا متوسط با تمرکز بر امور بینالملل، ژئوپلیتیک و خاورمیانه توصیف کرد. قدیمیترین مطلب شناساییشده در ژوئیه ۲۰۲۵ و جدیدترین در اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شده بود. پس از آغاز درگیری آمریکا و ایران، تعداد انتشارها افزایش یافت.
گزارش در یک بخش از حدود دوازده رسانه و در بخشی دیگر از بیش از دوازده نشریه صحبت میکند. مجموع نزدیک به ۱۰۰ مطلب شامل انتشار و بازنشر است و نباید آن را ۱۰۰ مقاله اصیل و جداگانه دانست. بعضی ناشران مطالب را در حسابهای اجتماعی خود نیز تبلیغ کردند.
تحسین هماهنگ با واکنش محدود
در کنار پیشنهاد مقاله، گردانندگان مجموعههایی از پاسخهای انگلیسی و فارسی تولید میکردند. برخی پاسخها مقالههای خود کارزار را پس از اشتراکگذاری توسط ناشران تحسین میکردند. شرکت همچنین درخواست تولید بیش از دو دوجین مجموعه پاسخ خصمانه فارسی به مطالب ایران اینترنشنال را شناسایی کرد.
اوپنایآی تنها بخشی از پاسخهای تولیدشده را در فضای عمومی یافت. نمونههای پیداشده معمولا تعداد یکرقمی یا دورقمی پسند، بازدید و نظر داشتند. بعضی پسندها از حسابهای وابسته به خود عملیات میآمدند.
شرکت فعالیت نظردهی را در رده دوم مقیاس ششردهای Breakout و انتشار مقالهها را در رده چهارم قرار داد. رده چهارم بیانگر ورود مکرر مطالب به رسانههاست؛ این ارزیابی ثابت نمیکند چه تعداد مخاطب آنها را خوانده یا در اثر آنها نظرش تغییر کرده است.
پرسشهایی که پس از مسدودسازی باقی ماند
گردانندگان در گزارشهای داخلی خود بازدید پستهایی را که زیر آنها پاسخ نوشته بودند به عنوان اثر فعالیت خود محاسبه میکردند. اوپنایآی گفت این روش نتیجه را بزرگنمایی میکرد، زیرا بازدید خود پاسخها را از محبوبیت پست اصلی و عوامل دیگر جدا نمیکرد. چنین محاسبهای سنجش معتبری از اقناع مخاطب نیست.
در بررسی عملیات نفوذ، این تفاوت اهمیت دارد: استفاده از هویتهای فریبنده و موفقیت در انتشار مستند شده، اما تغییر قابل اندازهگیری در افکار عمومی اثبات نشده است. گزارش اصلی فهرست کامل رسانهها یا تعداد مشخص مطالب حذفشده را ارائه نمیکند. هویت گرداننده، مشتری و منبع تأمین مالی همچنان نامعلوم است.